برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
امروز تولد پسرمه.هیچ حسی ندارم..
حتی توی استوری هم هیچ پستی نذاشتم که کسی بخواد تبریک بگه..
دیدید وقتی اشک ازچشم آدم می یفته نمیشه برش گردوند به چشم؟!
من هم
اینجوریم، وقتی کسی ازچشمم بیفته افتاده..حت
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
بزرگ ترین درسی که تو زندگیم گرفتم برای زمانیه که دوازده سالم بود.هم نیمکتیم برعکس من از زنگ انشاء فراری بود، معلم بهش گفته بود اگه از هفته ی دیگه بدون انشاء بیاد دیگه حق نداره سر کلاس بشینه. یه روز
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
امروز عصرداشتم کابینت ها رو مرتب میکردم.دخترکوچولوم هم کنارم بود..دیدم یه جعبه برداشته اشاره میکنه به دهانش...جعبه رو ازش گرفتم ..یه دارو بودکه خیلی وقت پیش گرفته بودم برا آفت دهانش..اما هنوز بازش نکر
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
راستی مردِ خودخواه من؟
چطور میشود اینقدر سنگدل بود و بی تفاوت؟
خجالت نکش جانَم،راستش را به من بگو..
یعنی هیچ دلت برای مهربانی های این زن تنگ نشده؟
زنیکه با وجود تمام زخم هایی که میان سینه اش کاشتی،
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
امروز رفتم برای واکسن فلج اطفال دخترم..
ازقبل قطره شو بهش داده بودن.اما چندروزپیش اعلام کردن بعدازچندسال واکسن تزریقی ش هم اومده وباید بزنیم براش..
مامانم گفت دیگه دخترت بزرگ شده وهمرام نیومد مجبورشدم
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
نمیدونم شما هم توی زندگیتون داشتید ازاین آدمهایی که یه روز اومدن تو زندگیتون بعدگمشون کردید ودیگه هم تکرارنشدن؟!
من روزی روزگاری یکیشون رو داشتم که هیچوقت هم نتونستم فراموشش کنم...یه روزمثل امروز تولدش بود..هرسال همچین روزی همه خاطرات شیرینی که باهاش دارم برام زنده میشه ...
تولدت مبارک خاطره خوب من .![]()

برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
حق دارد دلگیر باشد ؛
جمعه ای ؛
که به جایِ دامانِ طبیعت ؛
کنجِ خانه ای چندمتری سپری شد ...
جمعه دلگیر نیست ،
ما گوشه گیریم ...
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
آخ کمرم...
عجب جمله سنگینی بودا
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند ؛
مبله ... شیک ... راحت
اما دو روز که توش زندگی میکنی ، دلت تا سرحد مرگ میگیره
بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند ،
خودت را می کشی تا بری داخلش ،
بعد می بینی اون تُو
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی